على محمدى خراسانى
33
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
فإنه يقال نعم لكنه مما لا يعرض السنة بل الخبر الحاكى لها فإن الثبوت التعبدى يرجع إلى وجوب العمل على طبق الخبر كالسنة المحكية به و هذا من عوارضه لا عوارضها كما لا يخفى ، و بالجملة الثبوت الواقعى ليس من العوارض و التعبدى و إن كان منها إلا أنه ليس للسنة بل للخبر فتأمل جيدا . اشكال : گويا كسى به حمايت از مرحوم شيخ به جناب آخوند رحمه الله اشكال وارد كرده و مىگويد ثبوتى كه در كلام شيخ بود دو گونه است : 1 . ثبوت واقعى و تكوينى ؛ يعنى وقوع قول امام به سبب خبر واحد . براى مثال : تا زراره گفت : امام عليه السلام چنين فرموده است ، بلافاصله و بهدنبال قول زراره ، قول امام و سنت ، در خارج حقيقتاً محقق شود و خبر زراره علت تامه وقوع سنت مصطلح باشد . 2 . وقوع تعبدى و تنزيلى ؛ يعنى بنا را بر وقوع بگذاريم . به اين معنا كه قول زراره وجوب عمل دارد و حجت است و بايد متابعت شود ، نه اينكه وجداناً سنتى محقق شود . حال اگر مراد شيخ از ثبوت و وقوع ، ثبوت حقيقى و واقعى بود ، اشكال آخوند رحمه الله - كه مىگفت بحث از اصل ثبوت و تحقّق چيزى ، بحث از عوارض نخواهد بود - وارد مىبود ؛ امّا مقصود شيخ ، ثبوت تعبدى است ؛ چه اينكه موضوع مهم در مباحث اصولى هم همين ثبوت تعبدى و حجيت است ، نه ثبوت واقعى . و اگر مراد اين شد مىگوييم : بحث از چنين ثبوتى ، در واقع بحث از عوارض و مفاد كان ناقصه است . پس اعتراض آخوند بر شيخ وارد نيست . مرحوم آخوند در جواب اشكال مىفرمايد : ما هم قبول داريم كه بايد ثبوت تعبدى مراد باشد ؛ زيرا ثبوت واقعى معقول نيست . مگر قول زرارة علت تكوينى و خارجى قول امام است كه تا زراره گفت قال الإمام عليه السلام كذا و كذا ، خارجاً هم ، قول امام محقق شود ؟ خير ، قول زراره حاكى و كاشف است . ولى سؤال ما اين است كه آيا ثبوت تعبدى از عوارض سنت به معناى خاص كلمه است يا از عوارض خبر واحد و سنت حاكيه ؟ پاسخ اين است كه : به يقين از عوارض سنت حقيقى نيست ؛ زيرا حجيت سنت واقعى ربطى به اصول ندارد و در علم كلام و مباحث عقيدتى ثابت شده كه كلام معصوم حجت است و ما ينطق عن الهوى . . . . پس ثبوت تعبدى ، به اين معناست كه حجيت و وجوب عمل ، از عوارض خبر واحد است نه از عوارض سنت . آنگاه بحث از ثبوت تعبدى هم مثل بحث از حجيت مربوط به سنت نيست ، و از عوارض ادله اربعه نمىباشد ؛ بنابراين ، اشكال كما كان به قوّت خود باقى است ، يعنى دو مسألهء مهم خبر واحد ، و تعادل و تراجيح از مسائل اصولى خارج مىشوند . قوله بالجمله : خلاصه : « ما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد » يعنى اگر ثبوت واقعى مراد باشد كه از